منظور از هجينگ داشتن يك موقعيت معاملاتي در بازار آتي ها برخلاف موقعيت معامله گر در بازار نقدي است و هدف حضور او در بازار آتي ها كاهش يا محدود كردن ريسك هايي است كه ناشي از تغييرات قيمت به وجود مي آيد.

عمل هجينگ يك فرايند دو پايه اي است يعني اين كه:

1-اگر يك هج كننده قصد خريد كالايي را در بازار نقدي به تاريخ آينده داشته باشد او با ورود خود در قرارداد آتي ها ريسك قيمت خريد خود را كاهش داده يا محدود مي كند.

2-اگر شخص هج كننده قصد فروش كالايي را در بازار نقدي براي آينده داشته باشد او هم اكنون قرارداد آتي را مي فروشد و در اين هنگام با فروش قراردادآتي ها ريسك قيمت فروش خود را كاهش داده يا محدود كرده است.

هدف از استراتژي به كارگيري هجينگ چيست؟

1-جلوگيري و مصونيت در مقابل رشد هزينه مواد اوليه

2-جايگزين كردن موجودي انبار با قيمت كم تر

3-حمايت از فروش محصولات توليدي بدون پشتوانه در آينده

بنابراين عمل هجينگ به منظور ايستادن و مقاومت در برابر افزايش قيمت در بازار نقدي يك كالايي كه اخيراً به يك قيمت مشخصي فروخته شده ولي هنوز مانند آن كالا خريداري نشده است. فروش يك كالا به صورت قيمت توافقي فعلي بين صادركنندگان و واردكنندگان و تحويل آن در آينده عملي رايج است. اگر كالايي را هنوز در اختيار نداشته باشيم تحويل آن كالا در آينده به صورت عادي ضمانت اجرايي ندارد. ولي همين عمل مي تواند در بورس اتفاق افتاده و تجار و واسطه ها تعهد رسمي مبني بر تحويل مواد اوليه يا كالاي ساخته شده براي تاريخ آينده با قيمت توافقي امروز را به طرف معامله خود بدهند حتي اگر كالايي را در حال حاضر در اختيار نداشته باشند.

براي مثال كارخانه فولاد مباركه تصميم به فروش ورق گرم براي تحويل چندماه بعد دارد ولي فعلاً مواد اوليه به اندازه كافي براي توليد ورق گرم ندارد و نيز نمي داند قيمت مواد اوليه براي او در آينده چقدر تمام خواهد شد.

فولاد مباركه براي اطمينان و رهايي از افزايش قيمت مي تواند به بورس فلزات مراجعه كرده و به ميزاني كه نياز دارد قراردادهاي آتي خريداري كرده و قيمت فروش ورق گرم آينده خود را به قيمت مورد نظرش تضمين كند. هم اكنون فولاد مباركه قيمت مواد اوليه را مي داند و با افزودن هزينه هاي توليد و غيره قيمت ورق گرم را مي تواند محاسبه كند.

چنانچه فولاد مباركه بدون خريد قراردادهاي آتي در بورس به دنبال خريد مواد اوليه برود به خاطر افزايش قيمت مواد اوليه آسيب پذير خواهد شد ولي با معامله قرارداد آتي ها به ميزان نياز خود در بورس در واقع اثر افزايش قيمت مواد اوليه و هزينه هاي خريد را كاهش مي دهد.

يك مثال فرضي براي هجينگ

در اين روش معامله، هم در بازار نقدي و هم آتي ها قيمت ها رو به كاهش هستند.

فرض كنيد در فروردين 1385 يك شركت واسطه فروش كابل به عنوان واسطه گر در صدد فروش 000ر2 كيلو مس به قيمت هر كيلو 700ر5 تومان در بازار نقدي وارد شده است. كابل فروش در نظر دارد به منظور جلوگيري و نجات از افزايش قيمت مس در ماه بعد يعني ارديبهشت هم اكنون خريد را انجام دهد، بنابراين كابل فروش وارد بازار آتي مي شود و دو قرارداد آتي مس (هر كدام هزار كيلو) براي ماه خرداد به قيمت هر كيلو 800ر5 تومان بر خلاف قيمت نقدي 700ر5 تومان خريداري مي كند. كابل فروش در ارديبهشت ماه 85 دو قرارداد به قيمت بالاتر هر كيلو 800ر5 تومان در بازار نقدي خريداري مي كند و در حقيقت موقعيت بازار خود را كه خريد قرارداد آتي در بورس در خرداد ماه به قيمت 900ر5 تومان است را خنثي مي كند. معامله مذكور سودي معادل 100 تومان براي هر كيلو در معامله آتي هاي خرداد ماه براي معامله گر در برداشته است و از طرفي هر كيلو 100 تومان ضرر در معامله نقدي براي او داشته است.

بنابراين با عمل هجينگ توانست قيمت مواد اوليه را با هر كيلو 700ر5 تومان تثبيت كند.

فروش آتي ها از جايگاه هجينگ

فروش به طريقه هجينگ به معني فروش قرارداد آتي وقتي مورد استفاده قرار مي گيرد كه معامله گري بخواهد موقعيت نقدي خود را در بازار تثبيت كند.

افراد زير استراتژي فروش از جايگاه هجينگ را مورد استفاده قرار مي دهند تا در بازار نقدي كالا موقعيت معكوس از نظر قيمت براي خود كسب كنند:

1-معامله گران

2-مصرف كنندگان

3-واسطه هاي توليدي

اهداف آنان نيز به قرار زير است:

1-از قيمت محصولات و توليدات ساخته شده پشتيباني و حمايت كنند.

2-حمايت از موجود انبار در مقابل نابساماني قيمت در آينده

3-حمايت از قيمت هاي توليدات احتمالي محصولات ساخته شده در آينده

فروشندگان در قالب هجرها Hedgers

تجار و واحدهاي توليدي مانند كارخانه مس شهيد باهنر كه به كالاهاي نيمه ساخته نيز اشتغال دارند، مي توانند موجودي انبارهاي كالاهاي بازار نقدي را گرفته و به همان ميزان يا كم تر از آن را در بازار آتي ها به فروش رسانند و به چنين كاري خريد در بازار معاملات نقدي و فروش در بازار معاملات آتي ها گفته مي شود.

فرض كنيد يك تاجر مس مقداري موجودي فروخته نشده در انبار مس دارد و يا اين كه آن ها را براي تاريخ تحويل آينده فروخته است با نگهداري موجودي انبار هم تاجر و هم كارخانه مس شهيد باهنر هر دو مي توانند خريدهاي خود را در بهترين زمان و فرصت ممكن انجام داده و هزينه هاي معاملاتي خود را با معاملات كم تر پايين بياورند. سود و منافع ديگري كه براي مس شهيد باهنر در رابطه با نگهداري موجودي انبار متصور است اين است كه از ورود و انجام بي مورد در توليد دوري مي كند. از طرفي چون تاجر دارنده كالاست، از اين كه قيمت كالا كاهش يابد نگران خواهد شد و او با معامله فروش در بازار آتي ها به صورت هجينگ به ميزان كالايي كه دارد مشكل خود را حل مي كند.

نتيجه اين خواهد شد كه اگر قيمت كالا در بازار نقدي كاهش يابد تاجر در اين بازار ضرر مي كند ولي در قرارداد آتي ها معادل همان ضرر، سود خواهد برد.

وقتي تاجر موجودي انبار خود را با قيمت كم تري در بازار نقدي به فروش مي رساند، همزمان با خريد مجدد يك قرارداد در بازار آتي ها به قيمت ارزان تر جلوي ضرر خود را مي گيرد و سود حاصله تاجر در قرارداد آتي ها تقريباً معادل ضرري است كه در بازار نقدي براي او اتفاق افتاده است.



مثال فرضي

فروش به روش هجينگ وقتي كه قيمت نقد و آتي هر دو كاهشي هستند

كارخانه سيم و لاكي فارس در فروردين ماه 1385 مقدار 000ر2 كيلو مس در بازار نقدي به قيمت هر كيلو 700ر5 تومان به عنوان مواد اوليه توليد كابل برق خريداري مي كند.

كارخانه سيم و لاكي فارس در نظر دارد از كاهش قيمت مس تا هنگامي كه آن را براي توليد كابل آماده فروش در سال 1385 سازد جلوگيري كند، بنابراين كارخانه سيم و لاكي فارس مقدار 000ر2 كيلو مس به صورت قرارداد آتي ها براي تحويل خرداد 1385 به قيمت هر كيلو 800ر5 تومان مي فروشد در مقابل او قيمت نقدي مس در بازار هر كيلو 700ر5 تومان است.

كارخانه سيم و لاكي فارس در ارديبهشت ماه 000ر2 كيلو كابل مسي آماده را به قيمت پايين هر كيلو 600ر5 تومان در بازار نقدي مي فروشد و قرارداد خريد مس خود را در بازار آتي ها كه هر كيلو 700ر5 تومان بود خنثي مي كند.

در نتيجه معامله فوق سودي معادل هر كيلو 100 تومان در قرارداد آتي ها براي او داشته و نيز ضرري معادل هر كيلو 100 تومان در معامله نقدي براي او اتفاق افتاده است ولي بنحوي از قيمت محصول تمام شده او (هر كيلو 700ر5) حمايت شده است.

فروش هجينگ به حالت ريسك مبنا ( Basis )

وقتي قيمت آتي ها بيش از قيمت نقد به خاطر بزرگي Basis افزايش مي يابد افراد هج كننده در هنگام موقعيت فروش آتي ها با ضرر بيش تري روبه رو مي شوند و در معامله نقدي نيز سود كم تري مي برند و از طرفي به خاطر Basis كم، قيمت نقدي بيش از قيمت آتي ها افزايش مي يابد و شخص هج كننده در موقعيت معاملاتي آتي هاي خود با ضرر كم تري روبه رو شده و در ارتباط با موقعيت معاملاتي نقدي سود بيش تري مي برد.

كسب سود هج كننده با جابه جايي قراردادهاي آتي ها:

چنانچه دوره زماني مورد درخواست يك شخص هج كننده بيش تر از تاريخ انقضاي قرارداد آتي ها باشد شخص هج كننده مي تواند موقعيت فعلي را با يك موقعيت جديد ديگر جابه جا كند به اين معني كه موقعيت فعلي را مختومه كرده و همزمان يك قرارداد آتي جديد را با تاريخ انقضاي بيش تري تعويض كند.

اگر شخصي بخواهد ريسك معاملاتي خود را به خاطر سقوط قيمت هاي محصول ساخته شده اي كه شش ماه آينده بايد فروخته شود و نيز چنانچه قراردادهاي آتي ها تا دو ماه ديگر سيال و روان مي شوند را كاهش داده يا محدود كند او در اين حالت مي تواند موقعيت معاملاتي فروش خود را تا تاريخ مورد نظر كه فروش واقعي كالا اتفاق مي افتد را سه بار عوض كند. هر بار كه موقعيت معاملاتي شخص هج كننده قابل تغيير مي شود، امكان ريسك مبنا وجود داشته ولي هر بار نيز ريسك قيمت او محدود يا كاهش داده مي شود.

مثال: در فروردين ماه 1385 يك شركت كابلسازي 000ر10 كيلو مس به عنوان مواد اوليه براي ساخت محصول از بازار نقدي به قيمت هر كيلو 700ر5 تومان خريداري مي كند.

شركت كابلسازي تصميم دارد خود را در مقابل كاهش قيمت مواد اوليه تا هنگام آماده كردن محصول براي فروش در مهرماه سال جاري مصون كند. بنابراين شركت كابلسازي در همان فروردين ماه 000ر10 كيلو كابل مسي بصورت قرارداد آتي ها به تاريخ خرداد ماه به قيمت 725ر5 تومان مي فروشد و قبل از تاريخ انقضاي قرارداد به اين فكر مي افتد كه موقعيت و پرونده هاي معاملاتي خود را به قيمت هر كيلو 675ر5 تومان يعني با سودي معادل هر كيلو 50 تومان ببندد. در خردادماه شركت كابلسازي تصميم مي گيرد كه براي تاريخ مرداد ماه 000ر10 كيلو كابل مسي به صورت قراردادهاي آتي ها به قيمت هر كيلو 650ر5 تومان را بفروشد و او پرونده مرداد ماه را نيز قبل از تاريخ انقضا با يك معامله معكوس به قيمت 740ر5 تومان خريده و آن را مي بندد (با ضرري هر كيلو 90 تومان.)

شركت كابلسازي در مرداد ماه 000ر10 كيلو كابل مسي را براي تحويل در تاريخ مهرماه به قيمت هر كيلو 750ر5 تومان به صورت قرارداد آتي ها مي فروشد و اين قرارداد را نيز قبل از تاريخ سررسيد (مهرماه) به قيمت هر كيلو 650ر5 تومان مي خرد ( با سودي هر كيلو 100 تومان.)

در معامله آتي هاي فوق شركت كابلسازي سودي معادل 60 تومان در هركيلو به دست آورده است و چنانچه اين شركت كابل مسي را هر كيلو 625ر5 تومان در بازار نقدي بفروشد بنابراين هر كيلو 75 تومان متضرر شده است.

بنابراين شركت كابلسازي ترتيبي اتخاذ كرد تا ضرر خالص را با عمل جابه جايي موقعيت هجينگ در معاملات طي شش ماه هر كيلو به 15 تومان كاهش يابد.

منبع magiran.com


 

نوشته شده توسط I D در جمعه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 22:44 موضوع | لینک ثابت